السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
370
تفسير الميزان ( فارسي )
پس در چنين عصرى حدوث چنين حادثه اى جاى هيچ شك و ريبى باقى نمىگذارد كه اين داستان آيتى است الهى كه منظور از آن از بين بردن شك و ترديد دلها است ، در خصوص امر قيامت ، و منظور آوردن آيتى است تا بفهمند كه آن آيت ديگر ( قيامت ) نيز ممكن است و هيچ استبعادى ندارد . از همين جا است كه در نظر ، قوى مىآيد كه اصحاب كهف بعد از چند ساعتى كه مردم از حال آنان واقف شدند از دنيا رفته باشند ، و منظور خداى تعالى همين بوده باشد كه آيتى از خود نشان داده دهان به دهان در بشر منتشر شود تا در باره قيامت تعجب و استبعاد نكنند . از اينجا وجه ديگرى براى جمله : * ( « إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ » ) * پيدا مىشود ، و آن اين است كه بگوئيم در ضمير جمع اول ، يعنى آنكه در يتنازعون است و آنكه كلمه « بين » بر آن اضافه شده به ناس برمىگردد ، و سومى يعنى آنكه « امر » بر آن اضافه شده به اصحاب كهف برمىگردد و كلمه : « اذ » در اين صورت ظرف براى : « ليعلموا » خواهد بود ، و معنايش اين مىشود كه مردم را به داستان اصحاب كهف آگاه كرديم تا بدانند وعده ما حق است ، و در آن ترديدى نيست ، و اين دانستنشان وقتى باشد كه در ميان خود در خصوص اصحاب كهف سر و صدا مىكردند . و اگر تنازع مزبور تنازع در باره اصحاب كهف بوده باشد ، و ضمير در « امرهم » به اصحاب كهف برگردد معناى آيه چنين مىشود : ما بعد از آنكه اصحاب كهف را بيدار كرديم مردم را بر حال آنان مطلع ساختيم تا بدانند كه وعده خدا حق است و قيامت ترديدى ندارد ، و مردم در باره آنان بين خود نزاع كردند كه آيا اينها خوابند يا مردهاند و آيا لازم است دفن شوند و برايشان قبر درست كنيم و يا به حال خودشان واگذاريم تا در فضاى غار هم چنان بمانند ، مشركين گفتند : بنائى بر آنان بنيان كنيم و به حال خودشان واگذاريم ، پروردگارشان داناتر به حالشان است كه آيا زندهاند و خواب و يا آنكه مردهاند ، ولى موحدين گفتند : مسجدى را بالاى آنان بنا مىكنيم . اين دو معنا بود كه احتمال مىرفت و ليكن سياق مؤيد معناى اول است ، زيرا ظاهر سياق اين است كه اينكه موحدين گفتند * ( « لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً » ) * در حقيقت رد كلام مشركين است كه گفتهاند : * ( « ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً . . . » ) * و اين دو قول به طور يقين از دو طايفه است ، و بايد با هم مختلف باشد ، و اين اختلاف تنها بنا بر معناى اول تصور دارد ، و همچنين جمله * ( « رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ » ) * آن هم با اين تعبير كه بگويند : « ربهم » و نگويند : « پروردگار ما » با